رسيده ايم پراز رنج راه تا دريا
خوشا يكي شدن رودها خوشا دريا
نه ما ، نه من ، نه تو ؛ او نقطه ي سرانجام است
بيا كه بي من و تو ما شويم و ما دريا ...
من و تو چشمه ي باران ابر او بوديم
از ابتدا دريابود و انتها دريا
به قلب خود برس اي گوش ماهي دلسنگ
ببين هنوز صدا مي كند تورا دريا ؟
بگو به چشمه ي از من جداكه نزديك است
زمان روشن پيوستن تو با دريا