ن : حمیــدشیخ حسینی
ت : شنبه 28 بهمن 1391
ز : 3:17 قبل از ظهر |
+
کنار پنجره یک مرد داشت جان می داد
غرور، قدرت خود را به من نشان می داد
کسوف بود؟ نه! خورشید دل گرفته ظهر
پیام تسلیتش را به آسمان می داد
دلم برای خودم لااقل کمی می سوخت
اگر که پوچی دنیای تان امان می داد
زمان همیشه مرا زیرخویش له می کرد
همیشه فرصت من را به دیگران می داد
پسر گرفت سر تیغ را، رگش را زد
پدر به کودک قصهّ هنوز نان می داد
و بعد زلزله شد، چشم را که وا کردم
میان خواب کسی هی مرا تکان می داد!!
سید مهدی موسوی
:: موضوعات مرتبط:
کنار پنجــــره یکـ مرد،
،
:: برچسبها:
شب و شعر ,
رباعی ,
غزل ,
دوبیتی ,
تک بیتی ,
مثنوی ,
چهارپاره ,
سپید ,
,